كدهای جاوا وبلاگ




برگی از دفتر خاطرات کودکی

برگی از دفتر خاطرات کودکی

چقدر سخت است زندگی در این دنیا برای آنان که انسانندوسرشار از احساس

درسی از جامعه شناسی
 
 
When A Person Laughs too Much Even for Stupid Things, Be Sure That Person Is Sad Deep Inside.
 
اگر کسی بیش از حد می خندد، حتا به مسائل خیلی ساده و معمولی؛او از درون به شدت اندوهگین است
 When A Person Sleeps A lot, Be Sure that Person Is Lonely.
اگر کسی بیش از حد می­خوابد، مطمئن باشید که او احساس تنهایی می­کند.
 
 When A Person Talks Less, And If He Talks, He Talks Fast Then It Means That Person Keeps Secrets.
 
اگر کسی کمتر حرف می­زند و یا در زمان حرف زدن بسیار سریع صحبت می­کند؛ این بدان معنیست کهرازی برای پنهان کردن دارد.
 
 When Someone Can't Cry Then That Personality Is Weak.
 
اگر کسی قادر نیست بگرید، او شخصیتی ضعیف است.
 
 When Someone Eats In an Abnormal Way Then That Person Is In Tension.
 
اگر کسی بطور غیر نورمال غذا می­خورد، از استرس و فشارِ زیاد رنج می­برد.
 
 When Someone Cry On Little Things Then It Means He Is Innocent & Soft Hearted.
اگر کسی به سادگی می­گرید، حتا در برابر مسائل خیلی ساده، او فردی بی گناه و دل نازک است.
 
 When Someone Gets Angry On Silly Or Small Things It Means He Is In Love.
 
اگر کسی به سرعت عصبانی می­شود، حتا برای مسائل کوچک و پیش پا افتاده، این بدان معناست که او عاشق شده است.
 
So True, Try To See All These In Real Life, You Will Find All ...
 
اگر به اطراف خود بخوبی نگاه کنید، همه این موارد را خواهید یافت ...
 
Try to understand people ...
 
... دیگران را بفهمیم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٥ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط کمالی نظرات () |

 
(آخرین نتیجه ( آخرین کلام 

خبرنگاری طی مصاحبه ای از  پیر مرد یهودی که بمدت 60 سال و هر بار 45 دقیقه
کنار دیوار مقدس غربی اورشلیم به نیایش پرداخته بود  پرسید دعای روزانه شما طی
این 60 سال چه بوده؟
پیر مرد گفت دعا میکنم برای: صلح بین مسیحیان- کلیمیان و مسلمانان/ از بین
رفتن تمام تنفر ها و جنگ ها/  رشد توام با بی خطری جوانها و تبدیل آنها به
افراد با مسئولیتی که انسانها را دوست داشته باشند/ و بلاخره اینکه  سیلستمداران
بما راست بگویند و منافع جامعه را فراتر از منافع خودشان قرار دهند.
خبر نگار پرسید: در نهایت احساس شما چیست؟
پیر مرد گفت : احساس میکنم دارم با دیوار حرف میزنم.


THE ULTIMATE RESULT ( The last word ).
A journalist who had heard about an elderly Jewish man praying for 60
years ( for 45 minutes each time ) at the Western Wall ( a holy site in
Jerusalem ) interviewed him one day asking “ what do you pray for each
day?”.

He said:

"I pray for:  peace between the Christians, Jews and the Muslims /  all the
wars and all the hatred to stop/ all our children to grow up safely as
responsible adults and to
love their fellow man/ that politicians tell us the truth and put the
interests of the people ahead of their own interests."

The journalist then asked, "How do you feel after doing this for 60 years?"

"Like I'm talking to a wall."
 
 


نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢۳ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط کمالی نظرات () |

رُستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا رویِ زمین خم بودیم

گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم

مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم

دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز، جایِ میلادِ اقاقی ها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم

وقتِ گل دادنِ عشق، رویِ دار قالی

بی سبب حتی پرتابِ گلِ سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شعرِ سرودن را در معبر باد، با دهانی بسته واماندیم

من و تو کم بودیم

من و تو اما در میدان ها، اینک اندازه ی ما می روییم

ما به اندازه ی ما، می بینیم

ما به اندازه ی ما، می چینیم

ما به اندازه ی ما، می روییم

ما به اندازه ی ما، می گوییم

من و تو... کم نه که باید شبِ بی رحم و گلِ مریم و بیداریِ شبنم باشیم

من و تو... خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید... با هم باشیم

من و تو حق داریم، در شبِ این جنبش، نبضِ آدم باشیم

من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

گفتنی ها کم نیست
نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/٢٠ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط کمالی نظرات () |

 


          رازهای موفقیت و خوشبختی



 

 
· اگه میخوای راحت باشی کمتر بدون و اگه میخوای خوشبخت باشی بیشتر بخون
 
· تا پایان کار از موفقیت در ان با کسی صحبت نکن
 
· برای حضور در جلسات حتی یک دقیقه هم تاخیر نکن
 
· قبل از عاشق شدن ابتدا فکر کن که آیا طاقت دوری .جدایی و سختی را داری یا نه ؟؟؟
 
· سکوت تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد.
 
· نصیحت کردن فقط زمانی اثر دارد که 2 نفر باشید.
 
· در مورد همسر کسی اظهار نظر نکن نه مثبت نه منفی.
      
· دراختلاف خانوادگی حتی اگر حق با تو است شجاع باش وتواز همسرت عذر خواهی کن.
 
· برای کودکان اسباب بازی های جنگی هدیه نبر.
 
· نه آنقدرکم بخور که ضعیف شوی ونه آنقدر زیاد بخور که مریض شوی.
 
-  شخص محترمی باش وبدون اطلاع به خانه ومحل کار کسی نرو.
 
· وجدانت را گول نزن چون درستی ونادرستی کارت رابه تو اعلام می کند.
 
· موقع عطسه کردن حتما از دیگران فاصله بگیر واز دستمال استفاده کن ولی با تمام وجود عطسه کن.
 
· عاشق همسرت باش تا بهشت را ببینی.
 
· کثیف نکن اگر حوصله تمیز کردن نداری.
 
· بخشیدن خطای دیگران بسیار قشنگ است تجربه کردنش را به تو پیشنهادمیکنم.
 
· همه جا از همسرت تعریف وتمجید کن حتی در جهنم.
 
· با کارمندانت مهربان ولی قاطع باش.
 
· غرور کسی رو نشکن چون مثل شیشه ی شکسته برای تو خطر آفرین است.
 
· عمل خلاف را نه تجربه کن نه تکرار.
 
· باشجاعت اقرار کن که اشتباه کردی.

· هنر نواختن را یاد بگیرنواختن موسیقی در هیچ کشوری گدایی نیست.

· هنگام صحبت کردن با دیگران به چشم آنها نگاه کن تاپیام و کلام تو را درک کنند.

· کسی را که به توامیدوار است نا امید نکن.

· برای کسی که دوستش داری در روزتولدش پیام تبریک ارسال کن.

· با داشتن همسری خوب همه کس و همه چیز را یکجا داری.

· در دفتر و منزل گل های زیبا داشته باش.

· حسابداری وروشهای آنرا یاد بگیر.

· تزریق سرم و آمپول را یاد بگیر.

· وارد سیاست نشو.

· عمر مد کوتاه است.

· به سفر و همسفر فکر کن.

· تاندانی نمی توانی پس بدان تابتوانی.




 
 
 
 
نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱٩ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط کمالی نظرات () |

خیابان جردن تهران
مدتی بود این سئوال برایم بی‌جواب مانده بود که اسم خیابان جردن واقع در میدان آرژانتین ( آفریقا ) از کجا آمده است ... از مغازه‌های خیابان سئوال کردم که جریان اسم این خیابان چیست ؟ ولی تا کنون یک نفر هم پاسخ صحیحی به این موضوع نداده بود . امروز این ایمیل را گرفتم و بسیار افسوس خوردم که چه کسانی در تاریخ ما زحمت کشیده و باقیات صالحات گذاشته اند و ما آنها را نمیشناسیم و ارزش کار آنها را نمیدانیم .
 
 
آشنایی با ساموئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز
خاطرات و کلمات دکتر جردن و دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران

دکتر ساموئل مارتین جردن  (Samuel M. Jordan)  از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.
جردن در سال
۱۸۷۱ میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵ میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸ درجه استادی علوم الهی (MA)  از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶ کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵ میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجهٔ دکترای حقوق نائل شد.
دکتر جردن در سال
۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ خورشیدی) با راه‌اندازی کلاس‌های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) اولین ساختمان شبانه‌روزی که در آن زمان، مک کورمیک‌ هال (MacCormick Hall) نامیده می‌شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.
به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد .
دکتر جردن، در سال
۱۳۱۹ هجری خورشیدی از ایران رفت.
دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال
۱۳۲۳ هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می‌‌نامید و همواره از آن به نیکی یاد می‌کرد. وی در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی، در ۸۱ سالگى در آمریکا در گذشت.
در سال
۱۳۲۶ هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.
بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.
کتابی به نام "روش دکتر جردن" به قلم شکرالله ناصر در دیماه
۱۳۲۳در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.



نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱٧ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط کمالی نظرات () |

 ما ایرانیــــــا

.مهمترین کارمان در اول هر ماه صف کشیدن جلوی عابر بانکها برای گرفتن حق السکوت ماهانه است.

 

  1.  
  2. چون می ترسیم اگر اول ماه پول را برداشت نکنیم مثل سهمیه بنزین می سوزد  یک ساعت در ترافیک بزرگراه همت معطل می شویم و ککمان نمی گزد ولی سر تقاطع به اندازه ده ثانیه نمی توانیم منتظر عبور ماشین روبرویی باشیم.
    آنقدر راحت طلب و بی ارداه ایم که مشتری اول محصولاتی مانند قرص لاغری، کفش افزایش قد، شربت ترک اعتیاد، داروی افزایش میل جنسی و... در دنیائیم.
     وقتی در ایستگاه صادقیه می خواهیم سوار قطار شهری بشویم مثل زمانی که درمهدکودک بازی صندلی می کردیم چنان به سوی قطار هجوم می بریم که متوجه پیرمرد بغل دستی که عینکش افتاد و شکست نمی شویم.
    به محض رد کردن خروجی مورد نظر در اتوبان جفت پا روی ترمز می رویم و با اعتماد به نفس کامل دنده عقب می گیریم. 
    برای بچه خردسالمان هر روز چیپس و پفک و نوشابه می خریم ولی نمی دانیم آخرین بار کی یک لیوان شیر خورده است.
    فاصله ظرف جمع آوری زباله تا در خانه مان 50 متر است ولی ترجیح می دهیم کیسه را همان روبروی خانه داخل بوته های کنار پیاده رو پرت کنیم.
     پشت شیشه ماشین می نویسیم "میروم تا انتقام مادرم زهرا بگیرم" ولی ناموس مردم در کوچه و خیابان از دستمان در امان نیستند.
     
     
    در تاکسی مکالمات تلفنی خود را با صدایی کاملا رسا انجام می دهیم بدون اینکه متوجه باشیم تاکسی حریم خصوصی افراد نیست و حقوق دیگران را نباید تضییع کرد.
     در ترافیک سر چهارراه با دیدن پسر بچه ای دوره گرد محبتمان گل می کند و یک هزاری به او می دهیم و او بی آنکه بخواهد تا شب پول مواد مخدر پدرش را جور می کند.
    آخرین باری که کتابی را ورق زده ایم مربوط به سالها پیش می شود.
    .
     
     
    حاضریم به هر قیمتی ولو ثبت نام در دانشگاه مجازی دوقوزآباد سفلی مدرک بگیریم و میلیونها خرج کنیم ولی بعد از فارغ التحصیلی تنها چیزی که به دردمان نمی خورد همان مدرک است.عروسی مختلط میگیریم و توش مشروب سرو میکنیم ولی نمیدونم چرا اصرار عجیبی داریم که عروسی تو یکی از شبهای میعاد ائمه برگزار شه!!!
      یک شب را بدون ماهواره نمی توانیم سر کنیم ولی شبهای متعدد بدون اینکه چند دقیقه ای با همسر خود گفتگو کنیم می خوابیم.
    برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ایم، سه میلیون لوازم اضافی وصل می کنیم ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابمان را نداریم.
     برای سه روز تعطیلی صندوق ماشین و باربند را تا خرخره پر می کنیم و با شش نفر راهی شمال می شویم و از سه روز تعطیلی را دو روز در ترافیک جاده چالوس و هراز و فیرزوکوه می مانیم. ولی نمی دانیم دریاچه گهر کجاست!
     روز آشتی با طبیعت (13 فروردین) چنان بلایی به سر طبیعت می آوریم که تا یکسال خودش را پیدا نمی کند.
    آب را بر روی دومین دریاچه شور جهان(اورمو گلی) بسته اند و با این کار، آذربایجان و جان 13 میلیون انسان را به خطر انداخته اند(بمب نمک) و ما هنوز منتظریم تا ببینیم فردا چی می شه. معلوم نیست...؟!!!!!؟
      وای از دست ما ایرانیا...

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱٦ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط کمالی نظرات () |

 هنوز انسان بودن ومردم دوستی برای مردم این آب و خاک زنده است
 
  
 
 
 
درود بر شرف مردان بزرگ ایران زمین

مهندس مهدی وکیلی بزرگمرد نیکوکار در پیرانشهر
ایشون از آلمان اومده ایران و مستقیم رفته پیرانشهر و مسئولیت درمان بچه های سوخته رو قبول کرده .
ایشون داره مدرسه رو باسازى میکنه و براى تسلیت به منزل سیران رفته و متوجه شده کودکان اون مدرسه همه فقیرن !
گفته من ایران میمونم تا به وضع همه اون بچه هاى
 مدرسه رسیدگى کنم
 ..
آقای


 مهندس




 مهدی

 وکیلی صاحب امتیاز نمایندگی کمپانی مشهور فان آلمان با بیش از 4000 نفر پرسنل که به علت موفقیت های مختلف ، دولت منطقه ای آلمان بارها از ایشون قدردانی کرده است .
مهندس مهدی وکیلی اکثر ثروت خود را در راه کودکان یتیم و مستمندان ایرانی قرار داده و در صورت لزوم تیم اداری ایشون ، آنها را با مخارج خود در مجهز ترین بیمارستانهای آلمان مداوا میکند . ایشون در مجاورت شهر هانوفر در حال ساخت یک بیمارستان بسیار مجهز به نفع کودکان و بیماران مستمند ایرانی می باشد
 .
درود بر شرف
 مردان بزرگ ایران زمین
=-=-=-
منتظر مطالب
 زیبای
 شما



 در
 گروه
 شب
 مهتاب
 هستیم
http://www.facebook.com/groups/shaabe.mahtaab
 
درود بر شرف مردان بزرگ ایران زمین

مهندس مهدی وکیلی بزرگمرد نیکوکار در پیرانشهر
ایشون از آلمان اومده ایران و مستقیم رفته پیرانشهر و مسئولیت درمان بچه های سوخته ...
رو قبول کرده .
ایشون داره مدرسه رو باسازى میکنه و براى تسلیت به منزل سیران رفته و متوجه شده کودکان اون مدرسه همه فقیرن !
گفته من ایران میمونم تا به وضع همه اون بچه هاى مدرسه رسیدگى کنم ..
آقای مهندس مهدی وکیلی صاحب امتیاز نمایندگی کمپانی مشهور فان آلمان با بیش از 4000 نفر پرسنل که به علت موفقیت های مختلف ، دولت منطقه ای آلمان بارها از ایشون قدردانی کرده است .
مهندس مهدی وکیلی اکثر ثروت خود را در راه کودکان یتیم و مستمندان ایرانی قرار داده و در صورت لزوم تیم اداری ایشون ، آنها را با مخارج خود در مجهز ترین بیمارستانهای آلمان مداوا میکند .. ایشون در مجاورت شهر هانوفر در حال ساخت یک بیمارستان بسیار مجهز به نفع کودکان و بیماران مستمند ایرانی می باشد .
درود بر شرف مردان بزرگ ایران زمین
 
 
 
 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱٥ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ توسط کمالی نظرات () |

 

دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ
ــــ
ـ

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢۸ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ توسط کمالی نظرات () |

 

 عکس   عکس گروه موسیقی دخترانه ارکیده

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢٤ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ توسط کمالی نظرات () |

نشد

 

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢۱ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ توسط کمالی نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - قالب وبلاگ
Come2Play - Create your gaming channel
- Come2Play Triangle Start -->